زندگی همه چیز ماست و مهر ورزی گوهری که می تواند سنبل یک ایرانی باشد .چنین گفت زرتشت و در کنار آن مهر تنها تراوشات یک ذهن بی ثبات است که می کوشد روزی به ثبات برسد اما ایمان دارد که این یک هدف محال است.
سلام درد به گمانم سیاه و سفید است. و اما تجلی تو پر رنگتر ازهر دردیست.نمی دونم چرا هنوز در ابتدای راه پله ایستاده ای؟زمانی که آسمان نیاز به بارش دارد. با یه تجربه جدید موافقی؟بیا شاد بودن و در کنار اون باریدن رو بیاموزیم.بباریم نه به خاطر درد.به خاطرتعاریفی که قادر به تغییرشان نیستیم.نه به خاطر فاصله ها.به خاطر نیازی که به باریدن داریم.اگر اینجام به خاطر قدرت توی.قدرتی که در ورای فاصله ها به من آموخت که چگونه گرمای تو رو حس کنم.تو وجود داری نه به خاطر حضورت.و من تو را حس می کنم بدون نیاز به هیچ حسی.من تصمیم خودم رو گرفتم.می خوام یاد بگیرم که زندگی تمام اون چیزی که دارم و باید براش بجنگم حتی زمانی که محکوم به شکست هستم.هر وقت صدایت در ذهنم تداعی می شود می ایستم و نگاهی به راهی که طی کردم میاندازم و بعد با چشمانی خیس اما پر امید به راهم ادامه می دهم من ایمان آوردم.ایمانی که به هیچ چیز متکی نیست.نه معبودی و نه اسطوره ای.ایمانی که برای بالا بردن من نیاز به هیچ نردبانی ندارد.می خوام وقتی در آغوشت می گیرم گرم باشی.می خوام اشکهاتو ببینم ولبخندتو.بیا کمی با هم برقصیم تا ذهنم اجازه پیدا کند درباره مسافر زمان با تو حرف بزند.
.